my f***ed up home
28 ژوئیه 2011 نوشتن دیدگاه
دارم آماده بشم برم بیرون که مامانم میاد تو اتاق و با عادی ترین لحنش و دلواپسی ای که داد میزنه از چشاش میگه شالتو عوض کن ستاره…یه رنگ تیره تر بپوش جلب توجه نکنی بگیرنت!
به شلوار بلند و گشاد و مانتوی گشادتر و آستینای پایینشو شالی که قشنگ موهامو پوشونده و صورتی که آرایش نداره نگاه میکنم و موندم چی منو میخوان بگیرن.
بعد مامان دوباره میشینه واسم تعریف میکنه که بعضیا هیشکاری نکنن جلب توجه میکنن…همون تو مایه های اینکه سفیدی تو چشمی! :-j
عقم میگیره از کشوری که توش یه دختر جوون بودن جرمه. :|
دیدگاههای تازه